سلام!
اول ازهمه عزاداری هاتون قبول !
دوم از همه اینکه التماس دعا و حتما منم دعا کردین دیگه!
سوم ازهمه اینکه با توجه به برخی دلایل و استقبال دوستای خوبم چندتا ستون جدید تو وبلاگم ایجاد کردم که خواستم معرفی شون کنم تا شما هم در جریان باشید!
۱- بالاتر از کمر: تو این بخش بعضی از سوتی های و گافهای ویژه میخوام بذارم!!!!
۲- صرفا جهت افتضاح: تو این بخش اطلاع رسانی خرابکاری های برخی از ..... اسمش و نیارهارو براتون میذارم!
۳- شیطنتهای پسرک: این ستون صرفا جهت بیان برخی سیل عظیمی از شیطنتهای خودم در طول دوران زندگی است و هرگونه کپی برداری و استفادع بلا اشکال میباشد اما عواقبش از جمله تیرباران شدن و کتک خوردن از طرف اعضای خانوادتون با خودتونه!
۴- دلنوشته های دله گرفته: این ستون صرفا سیاه قلم ها و برخی از اشعاری که از ذهنه خودم روی کاغذ اومده براتون مینویسم و امیدوارم که از من انتظاره حافظ سعدی نداشته باشید!
آرزوم آرزوهاتونه!!!!
سلام
با توجه به رسیدن هفته وروزه معلم لازم دونستم از همه اونایی که چیزی به من یا دادن تشکر کنم و در اینجا اسمه همه اساتید و معلمان طول دوران تحصیله خودمو مینویسم تا هم یادی کرده باشم هم قدردان زحماتشون باشم:
دوره ابتدایی:
کلاس اول : سرکار خانم بهمنی ( از همینجا دستانه پینه بسته و گچی اون روزهاتو میبوسم و برای همه آب بابا هایی که نوشتی تا من یاد بگیرم قدردانت هستم)
کلاس دوم: سرکار خانم جمالی ( از اینجا برای خاک پایت را برای تمام یاد دادنه درسه فداکاری از روی دهقان فداکار ها و درس راستگویی از روی چوپان دروغگوها طوطیای چشمانم میکنم)
کلاس سوم: سرکار خانم شیرین همدانی ( برای همه درسهایی ایثار و از خودگذشتگی که از میان تک انگشته پترس فداکار به من آموختی تورا سپاس میگویم/ آخرین خبری که از ایشون داشتم مدیر دبیرستان دخترانه هدی شدن)
کلاس چهارم: سرکار خانم مظفرنیا ( برای همه مهربانی و همدردی که از روی داستان دو کاج به من آموختی تورا میستایم و همدرده دردهای پیری و کهنسالیت خواهم بود)
کلاس پنجم : سرکار خانم جعفری ( برای همه لبخندهای شیرینت در رعایت نوبت در آموزه های همه جا به نوبته کتاب فارسی تورا ارج می نهم)
دوره راهنمایی:
آقایان : بهاالدین بوکایی/ اماموردی/ میری /رشیدی/ احمدی / حسین پناهی /موسوی /عزیری /امجد صلواتی / امجدیان/ رحیمی / /اصغر گومه ای .
دوره متوسطه و پیش دانشگاهی:
آقایان: سلیمان نژاد/خان بابایی/ کاکایی/ امیریان / فتحی/ قیصری /امجدی / امینی /نامدار / انور جماران / خسروی / نصرتی/ اندری/ الماسی/ خوانچه سپهر /فرشادی / خزائی / قوامی/ رشیدی /ابابکری/ منفرد / نواب شاهنظریان/داوود طالب پور / مادح باتوبه/ محمد.
دانشگاه:
آقایان: دکتر محمد صادقی/ دکتر مهدی فلاحتی / دکتر مهدی میرداداشی/ دکتر ابراهیم دلشاد / دکتر مهدی عسگری/ دکتر مهدی صالحی مازندرانی/دکتر یوسفعلی باقر پور/دکتر حسین اسلامی/دکتر محمد صفریان/ دکتر مهدی رحمت/دکتر عباس رحیمی/دکتر محمد حکاک زاده/ دکتر شاهپور شیخ کانلویی میلانی/ دکتر قاسمی/دکتر محمد صالحی اوروزکی/دکتر گودرزی/ دکتر حسین شاه بیگ / دکتر قربان زاده /دکتر محمد صادقی/ دکتر شهنیایی/ دکتر عباس آقایی/ دکتر قاسمی/ دکتر سلطانی/ دکتر عباس آقایی/ دکتر محمد رضا سخایی/ دکتر عباس رحیمی / امیررضا دانا/ دکتر سلطانی/دکتر حسین اسلامی / محمدرضا نکونام/ دکتر محمدرضا دادودآبادی/دکتر خوشنویس/ دکتر شاهپور شیخ کانلویی میلانی/ دکتر شفیع نصیر پور مقدم/دکتر غضنفری/ دکتر محمد ایراندوست/ رضا خانی/آیت الله دکتر سید مهدی احمدی/مهدی بابایی/دکتر شهیدی/محمد وحدانی فر/محمد رضا خرم فر/دکتر رضا عابدینی فر/دکتر مطهرنیا/ و سرکار خانم دکتر زهره خوشنژاد.
در پایان از همه اونهایی که چیزی به من آموختند و من فراوششون کردم میخوام که به بزرگی قلبه مهربونشون منو ببخشن و برای همه این بزرگواران اگر در قید حیات هستند طول عمر با عزت و سربلندی و اگه چشم از جهان فروبستند آرزوی رحمت الهی رو دارم.
سلام
آقا جاتون خالی خدا قسمت کرد و امام رضا طلبید ما قبل از عید یه سفر دو سه روزه رفتیم اصفهان!!
تا رسیدیم دمه کاوه دیدیم به به چه خبره آقا تیم تشریفات یه طرف! هوادارا یه طرف! فرش قرمز یه طرف! ازدحام جمعیت یه طرف! گوسفندای قربونی یه طرف! ما که حسابی شرمنده شدیم! به هر زحمتی بود خودمون رسوندیم پیشه لیدر و دستمون گذاشتن تو دسته لیدر جان که آقا این امانتی تحویل شماست خط روش بیفته خط خطیت میکنن هواداراش!؟
ادامه مطلب...
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
تو آیا قاصدکهای رها را دیدهای هرگز،
که از شرم نبود شادپیغامی،
میان کوچهها سرگشته میچرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی میکند
چیزی نمیخواهد
و چشمان تو آیا سورهای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟
تو از خورشید پرسیدی، چرا
بیمنت و با مهر میتابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی
از او پرسیدهای راز هدایت، در شبی تاریک؟
تو آیا، یاکریمی دیدهای در آشیان، بیعشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیدهای، رخ از نگاه عاشقان نیمهشبها بربتاباند؟
تو آیا دیدهای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
تو آیا خواندهای با بلبلان، آواز آزادی؟
تو آیا هیچ میدانی،
اگر عاشق نباشی، مردهای در خویش؟
نمیدانی که گاهی، شانهای، دستی، کلامی را نمییابی ولیکن سینهات لبریز از عشق است…
تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، دادهای آیا ؟!
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله میسازی؟
نفهمیدی چرا دلبستِ فالِ فالگیری میشوی با ذوق!
که فردا میرسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب میآید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!
تو فهمیدی چرا همسایهات دیگر نمیخندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بیآبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمیتابد؟
نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کردهای آیا؟
جوابم را نمیخواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیدهام در تو!
که عاشق بودهام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته میدانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته میخوانی
قسمتهایی از شعر بسیار زیبای "کیوان شاهبداغی"
خداییش عرفان این شوفرهای کامیون بیشتره یا بعضی از این روشنفکرای جامعه!!!
جملات پنـد آموز پـشت كامیـونی
بعضی از راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ...
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم
قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر
شتاب مکن! مقصد خاک است
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!
اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!
داداش مرگ من یواش!
کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی
ادامه مطلب...

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
.
´¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
….hapyy new year….
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*
¸.•*´¨`*•. ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•
.
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مسته مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
سلام جلد ششم از مجموعه مقالات و تلخیصات حقوقی آماده شد برای استفاده همه دوستان گذاشتم توی وبلاگم. استفاده بدون ذکر منبع باعث نصف شدن از وسط شخصه استفاده کننده میشه!!!!
بیع :
تملیک عین است به عوض معلوم.
م 338 ق.م
قبول تعهد یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر.
م 183 ق.م
شرایط صحت بیع :
م 190 ق.م
شرایط صحت :
الف ) قصد انشا م 339 ق.م / م 340 ق.م
ب ) اهلیت م 345 ق.م / م 347 ق.م
ج ) مورد معامله
قصد انشا:
1) رضایت م 346 ق.م
2) مطلق یا مشروط بودن م 341 ق.م / م 344 ق.م
3) بیع فضولی م 352 ق.م
شرایط مورد معامله :
1) عینیت مورد معامله م 338 ق.م
2) مالیت مورد معامله م 348 ق.م
3) منفعت عقلایی م 348 ق.م
4) مقدور التسلیم بودن م 348 ق.م
5) موجود بودن عین معین
6) ممنوع نبودن خرید و فروش آن ( استثنا م 349 ق.م )
7) معین بودن
8) معلوم بودن م 342 ق.م
نکته:
به قراردادهای دارای شرط " مشروط " و به قراردادهای فاقد شرط " مطلق " گویند.
نکته:
قرارداد یا نقد است " فوری " یا مدت دار است " موجل ".
نکته:
مبیع نقد + ثمن نقد = بیع نقد / مبیع نقد + ثمن موجل = بیع نسیه / مبیع موجل + ثمن نقد = بیع سلف / مبیع موجل + ثمن موجل = بیع کالی به کالی ( در فقه جایز نیست )
ادامه مطلب...
سلام:
بی خود و بی جهت و بدونه کوچکترین دلیله منطقی دل میدی!
عاشق میشی و عاشق دقیقا بی برو برگرد مساوی میشه با کور!!!!
همه میگن بده تو میگی :
اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی!
همه میگن زشته برو دنبال یه خوشگل ترش تو میگی:
آنکه تو خواندیش لیلی نه آنست که برده دل از من!
تو اوج این اوضاع و احوال باهمه سره جنگ داری میجنگی تا بدستش بیاریش و اولین قدم ابرازه علاقه است!
میری جلو میگی دوست دارم اولش ناز داره ناز کشش میشی و بعد کلی التماس و واسطه بالاخره بقول معروف پامیده!
بعد چند وقت دلدادگی یه روز در اوج احساسی تو و اون بدون کوچکترین توجه به چشمای خیست و دله شکستت میگه بهتره به من وابسته نشی و با یه خداحافظی کوچیک میذاره برای همیشه بره !!
اولش داغی نمیفهمی چی شده !؟
بعد چند لحظه که دنیا دوره سرت چرخید و میبینی که خونه خراب شدی میگردی دنبال اینکه کجا اشتباه کردی که ازت ناراحت بوده و به خودش اجازه داده به این راحتی ازت بگذره و بذاره بره!!!
تا یه مدت هاج و واجی و فقط به گذشته فکر میکنی وقتی دلیلی یدا نمیکنی میفهمی که باید یکی کمکت کنه واسه همین دست به دامنه چندتا از دوستای مشترک میشی و ازشون میخوای که واسته بشن !!
بعد چند وقت که تو دعا میکنی که برگرده و کلی واسطه فرستادی یکی از همون واسطه ها چیزی بهت میگه که نمیدونی نفرینش کنی یا هنوزم براش آرزوی خوشبختی داشته باشی!!!!
خبر اینه:
سلام ، خوبی ، راستش رفتم و پیگیر شدم از حرفم ناراحت نشو اما اون اصلا به تو حتی فکرم نمیکرد بلکه تو این مدت از تو استفاده کرد تا اون کسی که واقعا دوست داشت بهش برسه تحریک بشه و پا پیش بذاره و تو فقط یه عروسک یا بهتر بگم یه حریفه تمرینی بودی؟!
از حال میری و بعدش ......
حالا تا بعدش ببینم چی یش میاد فعلا تا اینجا یش رفتم!!!!!